المحقق السبزواري
217
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
و هرگز او را قضا نفرمود . و مانند اين حكايتهاى پادشاهان بسيار است و اينقدر بدان ياد كرده شد تا خداوند عالم بداند كه پادشاهان در عدل و انصاف چگونه بودهاند و چه انديشهها كردهاند تا مفسدان را از روى زمين برداشتهاند كه پادشاه را رأى قوى به از لشكر قوى « 1 » . تمام شد كلام خواجه نظام الملك و حاصل آن است كه پادشاه هرگاه رعايت قواعد معدلت نمايد ، بايد كه به هر نحو [ و ] « 2 » وسيلت سعى در آن كند كه حوايج مظلومان به عرض آن حضرت مىرسيده باشد و در اين باب تقريبات مىساخته باشد و وسيلهها مىانگيخته باشد كه راه تظلّم مظلومان و رفع ستم ايشان به جانب او مىشده باشد ، مانند آنچه معتصم كرد با مؤذّن خياط . حكايت [ 52 آ ] از خلفاى بنى عبّاس هيچكس را سياست و هيبت و آلت و عدّت معتصم بن هارون الرّشيد ، كه هفتم خليفه از خلفاى بنى عبّاس است ، نبود و ملك خلفا در آن وقت وسعت عظيم داشت و اكثر معمورهء عالم در تصرّف ايشان بود . گويند معتصم چندان بندهء ترك داشت كه هيچكس نداشت . هفتاد هزار مرد ترك داشت و تربيت غلامان بسيار كردى و گفتى خدمت را هيچ طايفه چون ترك نيست . و معتصم به طيب اعراق « 3 » و وسعت اخلاق و حسن معاشرت معروف بود . احمد بن ابى داوود « 4 » گويد كه ، در وقتى كه معتصم بر سر ملك روم رفته بود و در شهر عمّوريه « 5 » بود ، روزى به من گفت : « چه مىگويى در بسر - يعنى ، خرماى نيم رسيده ؟ »
--> ( 1 ) . نك : سياستنامه ، تصحيح هيوبرت دارك ، فصل سيزدهم ، صص 112 تا 116 . ( 2 ) . از نسخهء مر افزوده شد . ( 3 ) . نژاد . ( 4 ) . نام صحيح او احمد بن ابى دواد إيادى است و از نزديكان خاصّ معتصم به شمار مىرفت و كار قضا را از روزگار وى تا هنگامى كه در سال 237 ق . مورد خشم متوكّل عباسى واقع شد عهدهدار بود . مرگ او در محرّم سال 240 ق . روى داد . وفيات الاعيان ، ج 1 ، صص 81 تا 91 . ( 5 ) . شهرى در آسياى صغير ، ميان انطاكيه و سيورى ، كه در سال 223 ق . به دست معتصم گشوده شد . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 158 ؛ كتاب البلدان ، صص 190 و 374 و 375 .